الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

531

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

آئين اسلام ، بشمار مىرود . ( 311 . ) شحت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس آخرين : « ابن ابى الحديد » مىگويد از : « ابو جعفر يحيى ابن محمد علوى » نقيب بصره كه مردى منصف بود و عقلى وافر داشت پرسيدم منظور سؤال كننده از افرادى كه امام ( ع ) را از حقش بر كنار ساختند كيانند آيا منظور روز « سقيفه » است يا روز « شورى » ؟ گفت : « سقيفه » گفتم من به خود اجازه نمىدهم بگويم اصحاب پيامبر ( ص ) مخالفت پيامبر ( ص ) را نمودند و نص خلافت را كنار گذاشتند ، در پاسخم گفت منهم به خود اجازه نمىدهم به پيامبر ( ص ) اين نسبت را بدهم كه در امر خلافت و امامت پس از خود اهمال و سستى ورزيده ، و مردم را بى سرپرست گذارده باشد ، او كه براى مسافرتى در بيرون مدينه كسى را به جاى خود بر مىگزيد چگونه براى پس از مرگش كسى را به خلافت تعيين نكرد ؟ سپس اضافه نمود همه كس معتقدند پيامبر ( ص ) از نظر عقل در مرحله كمال قرار داشت عقيدهء مسلمانان در اين باره معلوم است ، يهود ، نصارى و فلاسفه و حكماء نيز معتقدند كه او حكيمى كامل و داراى نظرى صائب بود كه ملتى را بوجود آورد و قوانينى را آورد ، و با عقل و تدبيرش حكومت پهناورى بنيانگذارى كرد . ( صرفنظر از مقام نبوت كه تمام فرمانهايش از ناحيه خدا سر چشمه مىگيرد و به وسيله وحى است ) اين انسان عاقل با عرب كاملا آشنا بود كينه‌هاى آنها را خوب مىدانست ، و از طبع آنها اطلاع داشت ، مىدانست اگر كسى از قبيله‌اى كشته شود آن قبيله انتقام خون او را از قاتل ، و اگر نشد از نوادگان و بستگانش ، و اگر نشد از قبيله او خواهند گرفت اين از يك طرف ، و از سوى ديگر رسول خدا ( ص ) به فاطمه دختر مهربانش و به فرزندانش امام حسن و امام حسين و على ( ع ) سخت علاقمند بود ، بدون